|
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارم |
|
عشق يعنی . . .
عشق يعنی مستی و ديوانگی عشق يعنی با جهان بيگانگیعشق يعنی شب نخفتن تا سحرعشق يعنی سجده ها با چشم ترعشق يعنی سر به دار آويختنعشق يعنی اشک حسرت ريختنعشق يعنی در جهان رسوا شدنعشق يعنی مست و بی پروا شدنعشق يعنی سوختن يا ساختنعشق يعنی زندگی را باختن
*********************** عشق يعنی انتظار و انتظارعشق يعنی هرچه بينی عکس يارعشق يعنی ديده بر در دوختنعشق يعنی در فراقش سوختنعشق يعنی شعله بر خرمن زدنعشق يعنی رسم دل بر هم زدنعشق يعنی لحظه های التهاب عشق يعنی لحظه های ناب نابعشق يعنی با پرستو پر زدنعشق يعنی آب بر آذر زدن
************************** عشق يعنی سوز نی ، آه شبانعشق يعنی معنی رنگين کمانعشق يعنی شاعری دل سوختهعشق يعنی آتشی افروخته عشق يعنی با گلی گفتن سخنعشق يعنی خون لاله بر چمنعشق يعنی ديده بر در دوختن عشق يعنی در فراقش سوختن عشق يعنی يک تيمّم، يک نمازعشق يعنی عالمی راز و نياز
************************ ****عشق يعنی چون محمد پا به راه عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه عشق يعنی بيستون کندن به دست عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست عشق يعنی همچو من شيدا شدن عشق يعنی قطره و دريا شدن عشق يعنی يک شقايق غرق خون عشق يعنی درد و محنت در درون عشق يعنی يک تبلور يک سرود عشق يعنی يک سلام و يک درود
عشق ، آمدنی بود نه آموختنی
|